اعتیاد بیماری پیدا و پنهان

اعتیاد بیماری پیدا و پنهان,باتلاق اعتیاد,گرفتار اعتیاد,بند اعتیاد,احساس رهایی از اعتیاد

پس از 18 سال مصرف مداوم مواد مخدر و داشتن اعتیاد فعال ؛ پیام انجمن را از یک دوست بهبودی دریافت نمودم ؛ باور من 11 سال قبل این بود که هرگز نمی توانم از باتلاق اعتیاد بیرون بیایم و همیشه تا آخر عمر ، گرفتار اعتیاد خواهم ماند .

وقتی با من صحبت کرد ، از لحن صدایش بوی زندگی و آرامش را احساس کردم ، با یکی دو ساعت حرف زدن با او ، چقدر احساس رهایی از اعتیاد ، در من زنده شد .

احساس کردم از بند اعتیاد می توانم رها شوم و به مانند او می توانم ، پاک شوم و پاک زندگی کنم و ترس های کاذب بیماری اعتیاد در وجودم رنگ باخت و دیگر ترسی از خماری و درد حاصل از قطع مصرف مواد مخدر نداشتم .

با چند روز صحبت کردن تلفنی با او و مشارکت های زیبایش در مورد انجمن معتادان گمنام و عشق بدون مرز NA ، قرار شد در یک مرکز سم زدایی چند روزی بستری شوم و بعد به جلسات انجمن وصل شوم .

چند روز اول قطع مصرفم حدود دو هفته ، حتی نتوانستم یک ساعت بخوابم ، قطع مصرف بعد از 18 سال مداوم مصرف مواد مخدر ، از لحاظ جسمی و روحی ، حال و احساس خوبی نبود و تا آن زمان هرگز اینقدر سختی را تحمل نکرده بودم .

فکر می کردم بیماری من فقط جسمی هست و با قطع مصرف مواد دیگر بهبود پیدا می کنم ، بعد از خروج از مرکز سم زدایی ، فورا به جلسات NA وصل شدم ، اولین روزی که به جلسه رفتم ، یک عضو مقابل درب جلسه ایستاده بود ، هنوز کسی نیامده بود و من برای رفتن داخل جلسه ترس داشتم و بعدها فهمیدم که بخشی از بیماری اعتیاد من ترس است که در وجودم پنهان است ، با ترس از او پرسیدم ، آیا اینجا جلسه NA هست؟ من تازه وارد هستم ! و بعد او با مهربانی گفت بله اینجا جلسه هست ، هنوز منشی جلسه نیامده است ، فعلا نیم ساعت تا شروع جلسه باقی مانده ؛ کم کم از او سوالاتی پرسیدم و او هم با حوصله و مهربانی تمام سوالاتم را پاسخ داد .

وقتی جلسه شروع شد و منشی پرسید دوست تازه وارد داریم؟ گفتند خودت را با نام کوچک و پسوند معتاد معرفی کن و من هم خودم را معرفی کردم ! وای که چقدر باشکوه بود آن لحظه ! تمام اعضایی که در جلسه حضور داشتند ،مرا تشویق کردند و چیپ سفید ، کتابچه سفید به من دادند ، خوش آمدگوی جلسه مرا برای چند دقیقه ای در آغوش گرفت و به من خوش آمد گفت، وقتی جلسه به اتمام رسید ، بیرون جلسه تعدادی از اعضا ، دور من جمع شدن و خیلی به من اهمیت دادند ، برایم عجیب بود که چرا اینقدر به من توجه می شود ، در آنجا بود که فهمیدم عشق بدون مرز یعنی چه ! احساس کردم خانواده جدیدی پیدا کرده ام که اهمیت ویژه ای برای من قائل هستند .

اعتیاد بیماری پیدا و پنهان,باتلاق اعتیاد,گرفتار اعتیاد,بند اعتیاد,احساس رهایی از اعتیاد

بعد از چند روز شخصی را که اول جلسه دیده بودم و مرا راهنمایی کرده بود ، بعنوان راهنمای خود انتخاب کردم و در حدود دو ماه بعد با هم شروع به قدم کار کردن کردیم ، وقتی در فرآیند کارکرد قدم ها قرار گرفتم ، با قسمت های پنهان بیماری ام آشنا شدم و فهمیدم نواقص و کمبودهایی در وجود من نهفته است که اعتیاد مرا پیدا و پنهان می کند .

اعتیاد بیماری پیدا و پنهان,باتلاق اعتیاد,گرفتار اعتیاد,بند اعتیاد,احساس رهایی از اعتیاد

وقتی از نواقصم استفاده می کنم ، بیماری اعتیادم پدیدار می شود و وقتی در مسیر بهبودی قرار دارم و اصول انجمن را رعایت می کنم بیماری من نهفته و پنهان می شود .

امروز پس از 11 سال پاکی و حضور مستمر در انجمن معتادان گمنام که با حضور مرتب در جلسات و تجربه انواع خدمات در انجمن از جمله خدمت در گروه ، خدمت در ناحیه و خدمت در منطقه را داشته ام ،ولی باز هم در برخی از تنگناهای زندگی ، بیماری اعتیادم پدیدار می شود و شاید در آن لحظه ، حضور خداوند و سپردن به او را فراموش کنم و بعد از تماس با راهنمایم و بازگو کردن ماجرا دوباره به مسیر بهبودی برمی گردم .

اعتیاد بیماری پیدا و پنهان,باتلاق اعتیاد,گرفتار اعتیاد,بند اعتیاد,احساس رهایی از اعتیاد

در آخر مشارکتم ، به جرات می توانم بگویم ، خدمت در انجمن معتادان گمنام ، پاکی مرا در این 11 سال تداوم بخشیده و مرا بسیار تعهدپذیر کرده و ثمره آنرا بیرون از انجمن در خانواده ، محل کار و جامعه لمس نموده ام ، از خداوند مهربان می خواهم ، هیچ انسانی از درد بیماری اعتیاد و مواد مخدر نمیرد و برای آنهایی که مصرف کننده مواد مخدر هستند ، آرزو می کنم ، با انجمن معتادان گمنام آشنا شوند ، تا بتوانند مانند ما زندگی خوب همراه با آرامش را تجربه کنند .

 

نویسنده گمنام

منبع : مجله صدای بهبودی (NA)

 

 

 

Views: 7

امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد!