دهکده بهبودی,سفر دور و دراز اعتیاد,آشنایی با NA,زندگی آزاد از اعتیاد,جریان پیشرونده NA

دهکده بهبودی,سفر دور و دراز اعتیاد,آشنایی با NA,زندگی آزاد از اعتیاد,جریان پیشرونده NA


دهکده بهبودی,سفر دور و دراز اعتیاد,آشنایی با NA,زندگی آزاد از اعتیاد,جریان پیشرونده NA

دهکده بهبودی,سفر دور و دراز اعتیاد,آشنایی با NA,زندگی آزاد از اعتیاد,جریان پیشرونده NA

ساعت شش و بیست دقیقه بعدظهر پنج شنبه  است. و رویدادی هیجان انگیز در حال شکل گیری است طنین موسیقی همه جا را فرا گرفته و سیل آدم ها به آلمادوم جاری است، و رقصندگان با جامه های رنگارنگ شاں چشم ها را خیره می کنند عقب صحنه را پردهای پوشانده که انگار نقش کوهستانی است از اصول روحانی، به رنگ های آبی، سبز، قرمز و زرد انرژی مشتی  که من از همان ابتدای ورود به سن آنتونیو حس کرده ام، در مراسم افتتاحیه سی و دومین همایش جهانی NA کاملا مشهود است .

مشارکت سخنران آغار می شود. ما شنوندگان ، همه انگار با این رفتارهای آشنا هم ذات پنداری می کنیم، و نمي توانیم جلوى خودمان را بگیریم جوں ہی عقلی های او ، آينه گرفت و گیرهای تک تک ماست، سخران از این  می گوید که چه طور آشنایی او با NA در حکم آغاز بیداری معنوی اش در راه جدید زندگی بود. هجده سال تمام است که من از سفر دور و دراز اعتیاد به آزادی  داستان ها می شنوم اما باز با شنیدن حرفهای سخنران  اشک چشم هایم را پر می کند، چون او از عمق جان من سخن  می گوید .

مشارکت سخران دوم ما را به جایی می برد که در عالم خیال، عاقبت مصرف را می بیبم خانم سخنران به یادمان می آورد که آن جه ما را از درون می خورد باعث می شود به این عاقبت دچار شویم او در حرف هایش برای صداقت، فروتنی، پای بندی به اصول اخلاقی، و شرافت ارزش زیادی قائل می شود، و من نیز می بینم با او هم داستان هستم. او از مرادش می گوید. یکی از معتادان در حال بهبودی که آن قدر آموخته هایش را با او در میان گذاشت که شراره امید در دلش برافروخته شد و او را به راه آزادی کشاند. دعا می کنم خداوند مرا نیز در چنین جایگاهی قرار دهد.

هزاران نفر در صف های منظم وارد سان ست استیشن می شوند. شهرکی شگفت انگیز و پر از نور و موسیقی و رایحه خوراکی های گوناگون هم نما و هم پشت ساختمان ها طوری است که انگار در صحنه یکی از فیلم های وسترن هستیم. دهکده بهبودی,سفر دور و دراز اعتیاد,آشنایی با NA,زندگی آزاد از اعتیاد,جریان پیشرونده NA

از کنار دکه های غذافروشی، رستوران ها ارکسترها و گروههای موسیقی، و باشگاه های رقص می گذریم، که همه پر از معتادان در حال بهبودی است. این جا رسما دهکده ای است پر از شرکت کنندگان در همایش، که زندگی پاک را جشن گرفته اند. این یکی از دل گرم کننده ترین و شورانگیزترین لحظاتی است که من در تمام دوران بهبودی دیده ام .

اینک پیام امید و وعده آزادی تارهای جان مرا میلرزاند. برای معتاد در حال بهبودی، چه قدرتی عظیم تر از این که بداند معتادانی در سراسر جهان، در امید و آرمان ما برای زندگی آزاد از اعتیاد سهیم هستند؟ این امید و آرمانی است که تنها با کمک معتادان به یکدیگر محقق می شود، در قالب این پیام، دست یاری ما از اقیانوس ها و قاره ها در می گذرد تا امیدبخش جان ناامیدان باشد .

دهکده بهبودی,سفر دور و دراز اعتیاد,آشنایی با NA,زندگی آزاد از اعتیاد,جریان پیشرونده NA

قسمت دوم 

 

دهکده بهبودی

 

به گمانم شورانگیز ترین لحظه ای که من در سی و دومین همایش جهانی NA داشتم. گرفتن جاکلیدی تازه وارد به زبان سواهیلی بود. یک طرفش نوشته شده بود: karibu! (خوش آمدید) و در طرف دیگر: Kwa sikan ya le فقط برای امروز .

دهکده بهبودی

دهکده بهبودی,سفر دور و دراز اعتیاد,آشنایی با NA,زندگی آزاد از اعتیاد,جریان پیشرونده NA

همان لحظه ای که جاکلیدی را در دست گرفتم. دلم میخواست بپرم توی اولین هواپیما و برگردم کشورم و گروه خانگی ام را در این شادی سهیم کنم هیچ وقت این همه بابت یک ترجمه ساده به هیجان نیامده بودم ازاز نظر من این جاکلیدی تازه وارد به زبان سواهیلی. نشان دهنده امیدی است که در پیام ها نهفته، این امید که روزگاری، تمام معتادان منطقه ما دری را که به جلسات NA. و از آنجا به زندگی جدید گشوده می شود، پیدا کنند .

اولین بار بود که من در همایش جهانی شرکت می کردم، و از من خواسته شد چند دقیقه صحبت کنم. هیچ وقت در عمرم جلوی این همه آدم صحبت نکرده بودم. در دوران مصرف، حتی در جمع کوجک دوستان هم به زور می توانستم دوسه کلمه حرف بزنم هر چه اعتماد به نفس داشتم نابود شده بود.

حالا همین من، داشتم در جلسه اصلی شنبه شب در آلمادوم جلوی گروهی به این عظمت مشارکت می کردم. و اصلا دست و پایم نمی لرزید. چرا؟ چون می دانستم هیچ کس در این جمعیت به چشم قضاوت به من نگاه می کند، و هر چه بخواهم بگویم. به هر حال این رفقای انجمنی هوای مرا خواهند داشت.

این چیزی بود که من از ته دل به آن اعتقاد داشتم. چون خودم هم بارها با گوش کردن به مشارکت دیگران. به همین شکل حسن نیتم را نشان داده بودم. این راه و رسم تازه زندگی را من صرفا با پاک ماندن، جلسه رفتن، و بودن در کنار جریان پیشرونده NA آموخته ام.

در آخرین روز همایش، در بزرگداشت روز اتحاد ، مردی داشت یکی از خواندنی های معمول جلسات را می خواند. صدایش سخت میلرزید، و من هم مثل او اشک شکر به چشم آورده بودم. این، لحظه اشک بار من در همایش بود. روزگاری، من از سر درد و اندوهی بس عمیق می گریستم، اما اشک های آن روز، اشک شادی بود و شکری از ته دل و من از این بابت قدردان N۸ هستم .

روز بعد از اتمام همایش، به آلمادوم . مقر همایش – رفتم تا نامه ای را پست کنم. در سالن پرنده پر نمیزد. و حال هوایی سخت اندوه بار و غریبانه داشت. به یاد هزاران معتادی افتادم که در این راهروها لبخند می زدند، سرخوشانه می خندیدند، یکدیگر را در آغوش می کشیدند. و به این جا روح و سرزندگی بخشیده بودند، به نظرم آمد آن چه NA و همایش جهانی ما را حیات می دهد آدمها هستند، نه مقر زیبای همایش با آن هتل ها، واقعیت NA آن در آعوش کشیدن ها، محبتها. و مشارکت های آن توده عظیم انسانی است که من شاهد بی واسطه آن بودم. هر بار که می دیدم معتادی، معتاد دیگر را در آغوش می کشد، احساس می کردم خودم جای آن دو هستم .

L’jumbe wetu ni tumaini letu, ahadi yetu
Uhun’ (پیام ما اميد. وعده ما آزادی) پاینده بادNA

دهکده بهبودی,سفر دور و دراز اعتیاد,آشنایی با NA,زندگی آزاد از اعتیاد,جریان پیشرونده NA

منبع : مجله راه NA

 

Views: 10

امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد!