پانزدهمین همایش سالانه,منطقه ای پاکستان,برچسب معتاد,خیال مصرف,پذیرش و تسلیم

پانزدهمین همایش سالانه,منطقه ای پاکستان,برچسب معتاد,خیال مصرف,پذیرش و تسلیم


پانزدهمین همایش سالانه منطقه ای پاکستان

پانزدهمین همایش سالانه,منطقه ای پاکستان,برچسب معتاد,خیال مصرف,پذیرش و تسلیم

((پیام رابرسان))

۲۱.۲۲.۲۳.۲۴مارس ۲۰۲۰

برابرباشنبه ۲.۳.۴.۵فروردین ماه ۱۳۹۹.

۹۲۳۲۱۸۵۳۶۱۶۰+ ۹۲۳۲۱۷۳۲۰۲۰۰+
۹۲۳۲۱۴۴۹۲۴۹۱+شماره تماس جهت کسب اطلاعات

پانزدهمین همایش سالانه منطقه ای پاکستان

آرشیو : 

بذری که بر زمین افشانده شد 

چند وقت پیش من سفری به غنا (در غرب آفریقا) رفتم تا به کارهای یک سازمان غیرانتفاعی که خودم بنیان گذار آن هستم، رسیدگی کنم. هدف من از سفر این بود که یک کانتینر چهل فوتی حامل ملزومات مختلف را تحویل بگیرم.

این کالاها به چندین سازمان اهدا شده بود که همگی در مورد بیماری ایدز و بهبودی از اعتیاد به مردم منطقه خدمت می کردند. این کانتینر به دلیل کم کاری و اهمال در بندر گیر کرده بود.

من توانستم آدم بانفوذی را پیدا کنم که در ترخیص کانتینر کمک مان کند، اما وقتی به بندر رسیدیم، متوجه شدیم کانتینر را توقیف کرده اند و کالاهای درون آن را به حراج گذاشته و فروخته اند. من سخت خشمگین شدم. آخر مگر می شود؟ این کالاها حاصل پنج سال تلاش و حمایت چندین و چند سازمان بود.

سخت خشمگین بودم ،پس از ده سال پیروی از برنامه، دلم می خواست مصرف کنم.

 

خشم یکی از چیزهایی است که وسوسه مصرف را در من راه می اندازد، مخصوصا خشم ناشی از خودمحق بینی. یکی از بزرگترین توفیق هایی که در زندگی نصیب من شده، این است که در ۲۰۰۴، به همراه راهنمایم و دو معتاد دیگر، اولین جلسه NA در غنا را در تنها مرکز سم زدایی این کشور راه اندازی کردیم.

بهبودی از اعتیاد، در غنا ایده جدیدی بود – و هنوز هم هست. در این کشور حتی یک مؤسسه درمانی تخصصی در زمینه اعتیاد وجود ندارد.

وقتی ما جلسة NA را راه اندازی کردیم، برنامه های دوازده قدمی هم ناشناخته بودند، و این جلسه تا سه سال با دشواری تشکیل می شد. خیلی ها از ترس این که برچسب معتاد روی پیشانیشان بخورد، از کمک خواستن گریزان بودند. پانزدهمین همایش سالانه,منطقه ای پاکستان,برچسب معتاد,خیال مصرف,پذیرش و تسلیم

آن مرکز سم زدایی فقط برای الکلی ها بود، بنابراین معتادانی که مواد دیگری مصرف می کردند از وجود جلسه باخبر نبودند. کسانی هم که در جلسه شرکت می کردند نمی توانستند خطر دیده و شناخته شدن را بپذیرند. مردم نگاه می کردند ببینند چه کسانی در جلسه شرکت می کنند و نام بعضی از اعضا سر زبان ها افتاد. بعضی از اعضا اصل گمنامی را نمی فهمیدند، و خلاف های دیگران را بیرون از جلسه بازگو می کردند.

با این همه، پس از سه سال مشقت، گروه ظاهر به ثبات رسیده بود؛ و وقتی من پس از آگاهی از ماجرای کانتینر در جلسه شرکت کردم، تقریبا بیست نفر در جلسه شرکت داشتند. و همین آدمها جان مرا نجات دادند. آنها درد و عجزی را که من حس می کردم درک کردند، و در روند پذیرش و تسلیم در برابر واقعه ای که اتفاق افتاده بود، همراه من بودند.

خداوند راه را برای من باز کرد و ما را یاری داد تا این جلسه را در ۲۰۰۴ راه اندازی کنیم. آن زمان، من به هیچ وجه تصور نمی کردم راه اندازی این جلسه روزی چاره ساز خود من باشد و یادم بیاورد ذهن من است که مرا به خیال مصرف می اندازد، نه چیز دیگر. به لطف خدا، تاریخ پاک شدن من هنوز همان ۲۵ اکتبر ۱۹۹۶ است. اکنون علاوه بر آن جلسه آغازین، دو جلسه دیگر هم در غنا تشکیل می شود: یکی در همان بیمارستانی که مرکز سم زدایی در آن است، و دیگری در کلیسایی در مرکز شهر.

از بابت وجود معتادان گمنام و انجمنی که به کمک اعضایش در حال رشد است، خدا را شکر می کنم. من آموخته ام که فقط به راه حل فکر کنم – که از نظر من، یعنی کار کردن قدمها، روبه رو شدن با مشکلات، به عهده گرفتن سهم خودم، درک و تصحیح اشتباهاتم، بخشیدن سهم دیگران، و پیش رفتن. پانزدهمین همایش سالانه,منطقه ای پاکستان,برچسب معتاد,خیال مصرف,پذیرش و تسلیم

در ضمن مایلم از اعضای NA در برکلی، اوکلند، ساکرامنتو، و سنفرانسیسکو (کالیفرنیا) بابت حمایت هایشان از اولین جلسه غنا سپاس گزاری کنم، که برای خرید کتاب، سیدی، و سایر نشریات انجمن، بیش از ۳۰۰۰ دلار کمک مالی به ما کردند. این بذر بر زمین افشانده شد، خداوند خود آن را به ثمر خواهد رساند!

 

منبع : مجله NAWAY

 

Views: 6

امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد!