من مسئول هستم,صف معتادان بیمار,مسئولیت بهبودی,ترفندهای معتاد,روند بهبودی
من مسئول هستم,صف معتادان بیمار,مسئولیت بهبودی,ترفندهای معتاد,روند بهبودی
در این چهارده سالی که عضو NA بوده ام، در جلسات زیادی شرکت کرده ام. از همان اولین بار که ترسان و لرزان بیرون جلسه ایستاده بودم نمی دانستم توی جلسه چه اتفاقی خواهد افتاد به من گفتند گذشته از هر احساسی که دارم، جای درستی آمده ام. من مسئول هستم,صف معتادان بیمار,مسئولیت بهبودی,ترفندهای معتاد,روند بهبودی
این جا در کمال تعجب، با آغوش باز مرا پذیرفتند، و این برخورد به کلی با رفتار معمول در جایی که من از آن آمده بودم، فرق می کرد. در آن صف هایی که من برای خرید مرگ در آن انتظار می کشیدم، خبری از بغل کردن نبود. هنوز به یاد دارم، و می خواهم همیشه به یاد داشته باشم چه خفتی در آن دوران کشیدم؛ خفت ایستادن در صف معتادان بیمار و رنجوری مثل خود من، که در انتظار «نشئه شدن»، تحقیر می شدند.
وارد NA که شدم، قدیمی ترها به من گفتند که باید تسلیم شوم، و آماده شوم تا مسئولیت بهبودی ام را خود بر عهده بگیرم. من از آنها پرسیدم «چه طور باید این کار را بکنم؟» در جواب، پیشنهادهای زیادی شنیدم: این که راهنما بگیرم، و کم کم روابط دوستانه سالم و صمیمانه ای ایجاد کنم که بتوانم رازهایم را با کسی در میان بگذارم.
بارها و بارها شنیدم که این رازها نخواهند گذاشت من آسایش پیدا کنم. علاوه بر آن، به من گفتند که مشغول خدمت کردن بشوم – تا آن چه را بی منت به من بخشیده اند باز پس دهم. هنگامی که کار کردن قدمها را با راهنمایم (کسی که مرا با قدمها و سنت ها آشنا کرد) آغاز کردم، متوجه شدم روزی ممکن است کسانی از من هم بخواهند تا راهنمايشان بشوم. و فهمیدم مهم ترین چیزی که من می توانم به آنها یاد بدهم، همین است که مسئولیت بهبودی شان را خود بر عهده بگیرند. من مسئول هستم
مسئول؟ خیلی از ما در اوایل بهبودی خیال می کنیم خدای مسئولیت هستیم. «من روی مواد را کم کردم. مگر نه؟ تازه راهنما هم دارم و با او مشارکت می کنم. غیر از این است؟» قبول، ولی هنگام انجام این کارها تا چه حد مسئولانه رفتار می کنیم؟ آیا من به قول و قرارهایی که با راهنمایم می گذارم عمل می کنم یا مدام آه و ناله می کنم که خیلی گرفتارم؟ احساس مسئولیت نسبت به بهبودی یعنی تعیین یک قرار مشخص و پایبندی به این قرار. من مسئول هستم,صف معتادان بیمار,مسئولیت بهبودی,ترفندهای معتاد,روند بهبودی
بله، من در جلسات شرکت می کنم ولی چند تا از این ها جلسه قدم و سنت است؟ آیا آن قدر احساس مسئولیت می کنم که بفهمم بر اثر پیروی از قدمها و سنت های NA قرار است آدم بهتری بشوم؟ آیا وقتی در جلسه هستم، حواسم هست که مسئولم پیامی صریح و موجز منتقل کنم؟ آیا خودم را معتاد معرفی می کنم، یا با به زبان آوردن ترکیب «الكلی / معتاد» و سایر اصطلاح های من در آوردی، پیامی مغشوش و نامعلوم به دیگران منتقل می کنم؟ ما انواع و اقسام معرفی ها را شنیده ایم، اما فقط یکی از اینها برنامه ما را متولد کرد: «اسم من فلان و فلان است، و معتاد هستم.»
آیا من مشغول خدمت هستم؟ و اگر هستم، آیا به مسئولیتی که چنین تعهدی بر عهده ام می گذارد، پایبندم؟ آیا با تمام توان در خدمت NA هستم؟ آیا خدمتی را که بر عهده گرفته ام، فروتنانه به سرانجام می رسانم؟ آیا در دوران بهبودی رشد کرده ام؟ آیا فهمیده ام که توجهم باید معطوف رفتارهای خودم باشد، نه رفتارهای دیگران؟ آیا بعد از تهیه ترازنامه شخصی، نقش خود را در وقایع زندگی ام تشخیص میدهم؟ آیا در دل من همدلی، بردباری و مدارا با کسانی که با آنها هم عقیده نیستم وجود دارد؟ آیا من به جای توجه به بهبودی خودم، به خبرگزاری جدید NA تبدیل نشده ام – یعنی از آن آدم هایی که بعد از جلسه بلافاصله موبایل را روشن می کنند و همه را در جریان» حرف های دیگران می گذارند؟ من مسئول هستم,صف معتادان بیمار,مسئولیت بهبودی,ترفندهای معتاد,روند بهبودی
حرف آخر این که همیشه زمینه هایی هست که ما در آنها کم می آوریم، اما تصمیم می گیریم که صادق و روشن بین باشیم و تمایل مان برای بهبودی را از دست ندهیم. اگر احساس مسئولیت مان را نسبت به بهبودی از دست بدهیم، عاقبت مان شاید چیزی جز زندان، تیمارستان یا مرگ نباشد. در کنار یکدیگر، می توانیم به هوش باشیم که ممکن است در چشم برهم زدنی به ترفندهای معتادوار متوسل شویم و رفتارهای سابق را از سر بگیریم. در کنار هم، می توانیم باظرافت به یکدیگر یادآوری کنیم که هر یک از ما مسئولیم روند بهبودی خویش را ادامه دهیم.
من مسئول هستم,صف معتادان بیمار,مسئولیت بهبودی,ترفندهای معتاد,روند بهبودی
منبع : مجله راه NA
Views: 153
