معتاد و بیماری اعتیاد
معتاد و بیماری اعتیاد,من معتاد نیستم,راهی برای قطع مصرف,معتاد بی ارزش,زندگی پاک و بدون مواد مخدر
به یاد دارم ، کوچک بودم و پدرم مصرف کننده مواد مخدر بود ؛ من خیلی دوست داشتم هنگام مصرف اش کنارش بنشیم ، سالها گذشت و من دوست داشتم مثل پدرم مواد مصرف کنم ، تا سن ۱۳ سالگی برای اولین بار ؛ با الکل و قرص شروع به مصرف کردم و به من خیلی هیجان می داد ، مصرف من با تفننی شروع شد و ۲سال گذشت و به واسطه مصرف الکل و دعوا کردن پایم به زندان باز شد ، وقتی وارد زندان شدم فکر می کردم من معتاد نیستم ، چند روز گذشت و با وثیقه و سند آزاد شدم ، خیلی دوست داشتم مسیر خودم را تغییر دهم ، به ورزشی بدنسازی روی آوردم ، ولی جواب گوی من نبود ، دوباره مصرف خودم را زیاد کردم و با مواد مخدر اعتیادآور دیگر اعتیادم را شروع کردم ، به جای رسیدم که دوست نداشتم مصرف کنم، ولی هیچ جور نمی شد تا قطع مصرف کنم ، من اجبار به مصرف داشتم.
خیلی دوست داشتم قطع مصرف کنم ، ولی نمی توانستم ، تصمیم گرفتم تا به خدمت سربازی بروم و داستان تازه شروع شد ، در دوران سربازی ، اجبار به مصرف من خیلی زیاد شده بود و از خودم بیزار شده بودم ، برای اولین بار در سربازی مواد مخدر از من گرفتن ، ولی قبول نمی کردم مال من است ، تصمیم گرفتند از من آزمایش اعتیاد بگیرند و من از روی ترس ، تصمیم به قطع مصرف گرفتم .
۹ روز بیشتر از قطع مصرف من نگذشت که ، از من آزمایش اعتیاد گرفتند و بعد از اینکه تست اعتیادم منفی شد ، دوباره به مصرفم ادامه دادم .
چند ماه طول نکشید دوباره دوست داشتم ، قطع مصرف کنم و در یکی از بیمارستانها خودم را معرفی کردم و از دکتر خواهش کردم که نیاز به کمک دارم ، مصرف کننده مواد مخدر هستم و دوست دارم دیگه مصرف نکنم و دکتر یک نامه به من داد و من راهی بیمارستان شدم .
معتاد و بیماری اعتیاد,من معتاد نیستم,راهی برای قطع مصرف,معتاد بی ارزش,زندگی پاک و بدون مواد مخدر
فکر کردم دیگه از شر مواد مخدر خلاص شدم ، ولی وقتی که وارد بیمارستان شدم ، فهمیدم جایی که آمدم به من جواب نمی دهد .
در آنجا هر روز ۸ قرص به من می دادند و من تا ۲ ماه بستری بودم ، حالم خیلی آشفته تر شده بود و وقتی از آنجا ترخیص شدم ؛ مجددا به سربازی ام ادامه دادم ؛ ولی قطع مصرف نکردم و دوباره مصرف می کردم .
خیلی خانواده ام از دست من عذاب کشیدند ، ولی هنوز راهی برای قطع مصرف پیدا نکرده بودم ، وارد جلسات انجمن معتادان گمنام شدم ، ولی اصول برنامه رعایت نکردم و دوباره مصرف کردم ، تا بجایی رسیدم که کارتون خواب کوچه و خیابان ها شدم و اجبار به مصرف ام بسیار زیادتر شد و هیچ کنترلی روی اعتیاد و زندگی ام نداشتم .
هر چه ذهن بیمار من به من می گفت انجام می دادم و خیلی دوست داشتم خداوند مرگ مرا فراهم کند ، آشفتگی ام زیاد شد تا به جای رسیدم که احساس کردم ، باید قطع مصرف کنم ، زیرا آبرویی برای خود و برای خانواده ام نگذاشته بودم ، تا پیام انجمن را از یک مصرف کننده الکل دریافت کردم .
او به من گفت برو ببینم معتاد ، در آن جمع ۱۵ نفر حضور داشتند و این حرف برام خیلی معناها داشت ، معتاد یعنی بی ارزش ترین آدم در دنیا .
روز بعدش تصمیم به قطع مصرف گرفتم ، ۱۵ روز طول کشید تا وارد جلسات NA شدم .
ولی این بار خیلی با دفعات قبل فرق داشت ، فقط به صحبت های اعضای قدیمی گوش می کردم ، راهنما گرفتم ، قدم کار کردم و با بیماری اعتیاد آشنا شدم .
تا در مقطع ۳ماه پاکی ام ؛ پلیس وارد منزل ما شد و از پدرم مواد مخدر گرفتند ، من خیلی پدرم را دوست داشتم ، من بخاطر او جرم داشتن مواد مخدر پدرم را بعهده گرفتم و مجددا وارد زندان شدم ، ولی این بار داخل زندان در جلسات بهبودی شرکت می کردم و بعد از ۴ ماه از زندان آزاد شدم و مجددا به جلسات و کارکرد قدمها ادامه دادم .
خیلی به خدمت در انجمن علاقه مند بودم ؛ خدمت گرفتم و زندگیم خیلی قشنگ تر شد ؛ کار کردم ازدواج کردم و صاحب فرزند شدم .
معتاد و بیماری اعتیاد,من معتاد نیستم,راهی برای قطع مصرف,معتاد بی ارزش,زندگی پاک و بدون مواد مخدر
از خداوند و از راهنمای خوبم و از جلسات انجمن و دوستان بهبودی که بمن کمک کرده اند خیلی ممنون هستم ، به خاطر زندگی پاک و بدون مواد مخدر ، امروز با لطف خداوند و خدمت کردن در انجمن معتادان گمنام ۷ سال است که پاک هستم و هنوز در حال خدمت در انجمن ام و تا زنده هستم به انجمن معتادان گمنام مدیون می باشم .
معتاد و بیماری اعتیاد,من معتاد نیستم,راهی برای قطع مصرف,معتاد بی ارزش,زندگی پاک و بدون مواد مخدر
منبع : صدای بهبودی معتادان گمنام
Views: 18