اجازه بده دوستت بداریم
اجازه بده دوستت بداریم,عواقب مصرف مواد,معرفی یک معتاد,در آغوش معتاد,عشق بدون شرط معتاد
وقتی وارد انجمن NA شدم انگیزه و اهدافم کاملأ اشتباه بودند، تنها چیزی که می خواستم بدانم این بود که چطور بدون تحمل عواقب مصرف مواد مخدر که شامل طرد شدن توسط مادر و فرزندانم هم می شد، به مصرف ادامه دهم.
با وجودی که می دانستم یک معتاد بوده و زندگی ام غير قابل اداره شده بود، و هم چنین زندگی نزدیکانم را نیز غیرقابل اداره کرده بودم، از دست همه شان عصبانی بودم، البته در اوایل و به واسطه ی خشم و انکاری که در آن گیر کرده بودم، این واقعیت در ذهنم ثبت نشد؛ چرا که تصور می کردم، فقط داشتم به خودم خسارت می زدم و پولی که خرج مصرفم می کردم، متعلق به خودم بود و هرکاری که دلم می خواست می توانستم انجام دهم.
وقتی برای اولین بار در یک جلسه NA شرکت کردم، به انتهای جلسه رفتم و چون کسی را نمی شناختم، تقریبا پشتم را به همه کرده و نشستم، فکر می کردم مثل دیگران نیستم و وجودم را ترس فرا گرفته بود.
زمان دریافت چیپ سفید که شد، خودم را یک معتاد معرفی کردم، چیپ را گرفتم و سریعا به صندلی خود در ته اتاق بازگشتم، یکی از معتادان در حال بهبودی که ترس را در صورت من مشاهده کرده بود ،برخاست و به طرفم آمد، او سپس مانند یک بچه کوچک دستم را گرفت و مرا به سوی یک صندلی که در کنار صندلی خودش در بین دیگر اعضا قرار داشت هدایت کرد.
سپس در گوشم گفت: «دیگر هرگز مجبور نیستی تنها باشی». این حرف برایم خیلی به یادماندنی بود و با وجودی که در آن لحظه دلیلش را درک نمی کردم، باعث شد احساس کنم که جزیی از یک گروه هستم. اجازه بده دوستت بداریم,عواقب مصرف مواد,معرفی یک معتاد,در آغوش معتاد,عشق بدون شرط معتاد
شب بعد برای بار دوم به جلسه رفتم و در طی آن ترسی که داشتم کاملا از میان رفت، وقتی وارد جلسه شدم، معتاد دیگری چنان در آغوشم گرفت که هنوز به یاد دارم و هرگز فراموش نخواهم کرد، او محکم مرا بغل کرد و گفت «همه چیز درست میشه»، البته من آن قدر هم بابت اینکه مرد دیگری چنین مرا در آغوش می گرفت خرسند نبودم!! یکی دوبار تلاش کردم از او دور شوم اما او این اجازه را به من نمی داد، فکر می کنم ترسم را احساس می کرد و تقریبا مطمئن هستم که بغل کردن سفت و سخت او ترس را از بدنم بیرون فشرد.
در آن مقطع این را درک نمی کردم ،اما دو معتاد فوق با اعمال و گفتار خویش، امیدی را که نیاز داشتم، برایم فراهم نموده و باعث شدند به حضور در جلسات ادامه دهم، وقتی از ایشان علت کارهایشان را سئوال کردم و خواستم بدانم از من چه توقعی داشتند، هر دو پاسخ دادند : اعضای دیگری همین کار را برایشان انجام داده بودند و آنها فقط می خواستند که من پاک بمانم و چنین کاری را برای یک تازه وارد دیگر که ممکن است مملو از ترس باشد، انجام دهم.
امروز می بینم که خود من هم با تازه واردین همان طور رفتار می کنم، یعنی آنچه را که رایگان به من داده شده بود ، دراختیار دیگران قرار می دهم، اکنون معنی عشق بدون قید و شرط را در جمله ی اجازه بده دوستت بداریم ،تا یاد بگیری چطور خودت را دوست داشته باشی» به خوبی درک می کنم. (تام ی.ایِ جولای 2020)
اجازه بده دوستت بداریم,عواقب مصرف مواد,معرفی یک معتاد,در آغوش معتاد,عشق بدون شرط معتاد
منبع : مجله naway
Views: 11